عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 14
طبقات الصوفية ( فارسي )
خواجه عبد اللّه كمتر از هرات خارج شده است ، چنان كه گفته شد نخستين سفر او در 417 براى استماع حديث و ديدار مشايخ و مصاحبت با علماى نيشابور به آن شهر صورت گرفت . وى پيش ازين از طريق خانقاه شيخ عمو با بسيارى از خانقاههاى دور و نزديك و مشايخ آشنائى يافته و با بعضى از آنان دوستى گرفته بود ، به همين سبب احتمال دارد از همين سفر اول به دليل آشنائى و دوستى قبلى با چند تن از مريدان ابن باكويه شيرازى ، محل اقامت او در نوبت اول نيز چون نوبتهاى ديگر ، خانقاه ابن باكويه بوده باشد . سفر دوم او به نيشابور در سال 423 به قصد زيارت حج صورت گرفت در همين سفر بود كه به بغداد نيز رفت و بنا به گفتهء ذهبى در سير اعلام النبلاء در اين شهر با ابو محمد خلال ديدار كرد و از وى استماع حديث كرد 31 بارى كاروان حجاج از بغداد به سبب ايمن نبودن راه حج به خراسان بازگشت و شايد سفر او به بسطام و طوس نيز در بازگشت ازين سفر انجام شده باشد . چون خواجه عبد اللّه به هرات رسيد ديگرباره موسم حج فرا رسيده بود و عبد اللّه نيز بار ديگر به قصد گزارد حج با كاروان حجاج از هرات بيرون شد و براى سومين بار وارد نيشابور گرديد و به خانقاه ابن باكويه شيرازى فرود آمد و پس از توقف در آنجا راهى رى گرديد . اين بار نيز به سبب ناامنى راهها قافلهها ناگزير به بازگشت بهسوى خراسان شدند . در رى با ابو حاتم خاموش ديدار كرد . داستان اين ديدار از گفتهء محمد بن طاهر حافظ و به نقل از كتاب او « المنثور من الحكايات و السؤالات » در طبقات ابن رجب نقل شده است . آنچه در اين داستان غير از ديدار شيخ الاسلام خواجه عبد اللّه انصارى با ابو حاتم بن خاموش مقدم اهل سنت در رى ، مهم است بيان اوضاع و احوال پيروان مذاهب در رى است . زمانى نه بس دور ازين سفر ، محمود غزنوى به رى تاخته بود و بسيارى از قرامطه را بردار كرده و كتابهاى آنان را سوخته بود . از ميان علما و مشايخ و ائمهى مذاهب ، تنها ابو حاتم بود كه حق سخن گفتن بر سر منبر داشت 32 انصارى چند روزى با ابو حاتم ماند و پس از آن بهسوى خراسان به راه افتاد . در همين سفر بود كه